اگرچه ارتباط دانشگاه و صنعت نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشوری دارد، اما متأسفانه این ارتباط در ایران کمرنگ، مقطعی و موردی است. ضعیف بودن ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه در کشور ما علاوه بر دلایل ساختاری که به اصل وجودی دانشگاهها و صنایع و عدم وابستگی آنها به یکدیگر و ساختارهای کلان اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی برمیگردد. در واقع، میتوان گفت که برقراری ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه نیازمند الگوها و راهبردهای ویژهای است که بدون پرداختن به آنها و ایجاد زمینههای مناسب بهعنوان حلقههای واسطه این ارتباط، نمیتوان بر کارآمدی آن امیدوار بود. در این راستا، پژوهش مروری حاضر قصد دارد با واکاوی دلایل و الگوهای ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، رهیافتی جامع را برای ارتقای ارتباط دانشگاه با جامعه در ایران پیشنهاد دهد. نقد الگوهای ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه نظیر طرح اینترن شیب، طرح اکسترن شیب، طرح کارآموزی و طرح آموزش تعاونی نشان داد که در جوامع و کشورهای مختلف با توجه به شرایط و زمینههای مختلف بایستی در جهت اجرا و پیادهسازی طرحهای مختلفی اقدام کنند. اما تجربیات موجود نشان میدهد که الگوی آموزش تعاونی میتواند بهعنوان رهیافتی مناسب برای ارتقای ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه در ایران استفاده گردد. استفاده از رهیافت آموزش تعاونی در دانشگاهها نه تنها بر غنای تدریس و پژوهش میافزاید؛ بلکه منجر به توسعه صلاحیتهای کارآفرینانه دانشجویان، ارتقاء جامعه مدنی، افزایش رفاه و کیفیت زندگی آنها در آینده نیز میگردد.