نظر به اینکه زنان میتوانند نقش بارزی در توسعه کسب و کارهای کوچک و خانگی داشته باشند لذا ضروری است که شرایط مناسب برای توسعه کارآفرینی زنان فراهم شود برای این منظور توجه به گرایش کارآفرینانه زنان و شناسایی تعیینکنندههای آن در راستای توسعه کارآفرینی در بین زنان از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی تعیینکنندههای گرایش کارآفرینانه زنان روستایی عضو صندوق-های اعتبارات خرد شهرستان کرمانشاه میپردازد. برای اندازهگیری سازههای پژوهش از مقیاس اندازهگیری گرایش کارآفرینانه فردی بولتون و لانه (2012)؛ سرمایه اجتماعی ناهاپیت و قوشال (1998)؛ تشخیص فرصت پوهاکا (2010)؛ مهارتهای کارآفرینانه لینان و همکاران (2013) و برای سنجش آموزشهای کارآفرینانه از ادبیات نظری گویههایی استخراج و در قالب پرسشنامه اطلاعات مورد نظر از جامعه آماری گردآوری شد. جامعه آماری این پژوهش همه زنان روستایی عضو صندوقهای اعتباری خرد در شهرستان کرمانشاه را در بر میگیرد (626N =). حجم نمونه با استفاده از جدول بارتلت و همکاران (2001)، 209 نفر تعیین شد (209n= ). متناسب با تعداد اعضای هر صندوق به شیوه تصادفی ساده تعدادی از اعضا به عنوان نمونه انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با استفاده روایی صوری و همگرا (معیار میانگین واریانس استخراج شده و معیار فورنل و لارکر) و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. براساس یافتههای حاصل از تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SmartPLS نسخه 3 نشان داد، سرمایه اجتماعی، تشخیص فرصت و مهارتهای کارآفرینانه رابطه مثبت و معنیداری با گرایش کارآفرینانه زنان روستایی عضو صندوق اعتبارات خرد دارند اما آموزشهای کارآفرینانه رابطه معنیداری با گرایش کارآفرینانه نداشت. افزون بر این، نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه اجتماعی به صورت غیرمستقیم از طریق تشخیص فرصت بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. با توجه به نتایج این پژوهش پیشنهاد میگردد برنامهریزان و سیاستگذاران صندوقهای اعتباری خرد در راستای بهبود گرایش کارآفرینانه زنان بر روی تقویت سرمایه اجتماعی، مهارتهای کارآفرینانه و تشخیص فرصت در بین زنان عضو صندوق تمرکز کنند.