امروزه با افزایش تغییرات محیطی و فضای کسب وکار شدت رقابت بین سازمانها افزایش یافته است. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که سازمانها را قادر میسازد تا در برابر چالشها مقاومت کرده و پیچیدگیها را مدیریت کنند. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیلگری مدیریت کارآفرینانه در رابطۀ بین ظرفیت جذب و کارآفرینی سازمانی در تعاونیهای کشاورزی شهرستان کرمانشاه پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل تمام مدیران تعاونیهای کشاورزی شهرستان کرمانشاه بودند (176N= )که با استفاده از جدول بارتلت 110 نفر از آنها به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از از نرم افزارهای SmartPLS3 و SPSS25 استفاده شد. ابزار اندازهگیری پژوهش، پرسشنامهای استاندارد بود که روایی آن با استفاده از روایی صوری و همگرا (میانگین واریانس استخراج شده و معیار فورنل و لارکر) و پایایی آن نیز با استفاده از روش پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که ظرفیت جذب تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی در شرکتهای تعاونی کشاورزی داشت. افزون بر این، براساس یافتههای پژوهش مشخص شد که مؤلفههای مدیریت کارآفرینانه (راهبرد رشد، جهتگیری استراتژیک، جهتگیری منابع، فرهنگ رشد، فلسفه پاداش و ساختار مدیریت) رابطه بین ظرفیت جذب و کارآفرینی سازمانی در بین تعاونیهای کشاورزی شهرستان کرمانشاه را تعدیل میکنند؛ بهگونهای که نتایج نشان داد تأثیر ظرفیت جذب بر کارآفرینی سازمانی در بین شرکتهای کشاورزی که رویکرد مدیریت کارآفرینانه دارند بیشتر از شرکتهایی است که رویکرد مدیریت سنتی دارند. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد میشود که مدیران شرکتهای تعاونی کشاورزی در جهت توسعه کارآفرینی سازمانی ضروری است که اقدامات و تمهیدات آموزشی لازم در راستای افزایش روحیه کارآفرینی و تقویت انگیزه آنان فراهم نمایند. همچنین، پیشنهاد میشود مدیران شرکتهای تعاونی کشاورزی میتوانند از طریق ایجاد یک شبکه ارتباطی منسجم و نظاممند بین تعاونیها و استفاده و بکارگیری بیشتر فعالیتهای تعاونیهای موفق، کارآفرینی سازمانی را در شرکتهای تعاونی کشاورزی ارتقا بخشند.