هدف کلی پژوهش حاضر طراحی الگویی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی عضو صندوقهای اعتبارات خرد شهرستان ایوان بود. پژوهش حاضر با بهرهگیری از پارادایم کیفی و روش تئوری بنیانی انجام شد. جامعۀ مورد مطالعه در این پژوهش شامل متخصصان حوزۀ کارآفرینی و کارآفرینی اجتماعی و مدیران و زنان عضو صندوقهای اعتبارات خرد روستایی شهرستان ایوان بودند. نمونههای مورد مطالعه ابتدا به صورت هدفمند و در ادامه به صورت نمونهگیری نظری انتخاب شدند. اشباع نظری رویکردی است که در پژوهشهای کیفی برای تعیین کفایت نمونهگیری مورد استفاده قرار میگیرد و در این مطالعه پس از انجام 19 مصاحبه اشباع نظری حاصل گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها، پس از پیادهسازی متن کلیۀ مصاحبهها و تایپ آنها در محیط نرمافزار Word ، مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. در نهایت، پس از تکمیل فرآیند کدگذاری در الگوی سیستماتیک نظریه دادهبنیان، عوامل علّی، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدهای توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی عضو صندوقهای اعتبارات خرد شهرستان ایوان مفهومسازی و استخراج گردید. در این راستا، یافتهها نشان داد که دانش و اطلاعات، تلاطمهای فردی، سرمایه اجتماعی، مسئولیتپذیری اجتماعی، داشتن الگوی نقش، خصیصههای روانشناختی، آگاهی اجتماعی، ماهیت صندوقهای اعتبارات خرد و ویژگیهای جمعیتشناختی بهعنوان عوامل علّی؛ فرصتهای ادراک شده، حمایت- های محیطی ادراک شده و موانع درک شده بهعنوان عوامل زمینهای؛ و شیوع بیماری کرونا و نوسانات بازار بهعنوان عوامل مداخلهگر بودند که توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی مورد مطالعه تحت تأثیر قرار میدادند. همچنین، نتایج نشان داد که راهکارهای توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین صندوقهای اعتبارات خرد زنان روستایی شامل حمایت اقتصادی، حمایت آموزشی، سیاستهای مالی- حمایتی، الگوسازی و تیمسازی اثربخش بودند. افزون بر این، نتایج نشان داد که پیامدهای توسعه کارآفرینی اجتماعی در میان زنان مورد مطالعه شامل توانمندی روانشناختی، توانمندی اقتصادی، بهبود روابط خانوادگی، توسعه کالبدی، توسعه اجتماعی و پایدارسازی معیشت میباشد. نتایج این مطالعه دستاوردهای مناسبی برای سیاستگذاران، برنامهریزان و نهادهای متولی امر توسعه کارآفرینی اجتماعی در بین زنان روستایی به همراه دارد.