مقدمه: سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری ایران طی دو دهه گذشته با محوریت دو پارادایم «دانشبنیان» و «فناوریبنیان» دنبال شده است. این رویکردها اگرچه دستاوردهای مهمی در توسعه زیرساختهای علمی، گسترش شرکتهای دانشبنیان، تجاریسازی فناوری و شکلگیری زیستبوم نوآوری کشور به همراه داشتهاند، اما همچنان شکاف معناداری میان ظرفیتهای علمی و فناورانه ایجادشده و تبدیل آنها به ارزشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و قدرت ملی پایدار مشاهده میشود. تداوم این شکاف، ضرورت بازاندیشی در منطق حاکم بر سیاستگذاری علم و فناوری کشور را آشکار ساخته است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی ساختار معنایی، ابعاد مفهومی و دلالتهای سیاستی پارادایم نوظهور «قدرتبنیان» و تبیین پیامدهای آن برای حکمرانی مطلوب علم، فناوری و نوآوری در ایران انجام شده است. روششناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است. دادههای پژوهش از مجموعه متون سخنرانیها و اظهارات رسمی معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان در نشستهای تخصصی با بازیگران زیستبوم نوآوری کشور و رویداد «معماری نوین حکمرانی علم و فناوری کشور» گردآوری شد. این متون بهعنوان نخستین مجموعه منسجم و رسمی در تبیین گفتمان «قدرتبنیان» در سطح سیاستگذاری ملی، بهعنوان واحد تحلیل انتخاب شدند. دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و طی فرایند چندمرحلهای کدگذاری تحلیل شدند. بهمنظور افزایش اعتبار و اعتمادپذیری یافتهها، از راهبردهای چندگانهسازی، بازبینی همتایان و ممیزی علمی استفاده شد. یافتهها: نتایج تحلیل مضمون نشان داد که گفتمان قدرتبنیان حول یک مضمون فراگیر با عنوان «گذار از حکمرانی مبتنی بر تولید دانش و فناوری به حکمرانی مبتنی بر خلق قابلیتهای پایدار ملی» سازمان یافته است. این مضمون فراگیر توسط چهار مضمون سازماندهنده و هفده مضمون پایه پشتیبانی میشود. مضامین سازماندهنده شامل: 1) نقد و محدودیتهای الگوهای پیشین توسعه علم و فناوری؛ 2) بازتعریف مفاهیم بنیادین حکمرانی علم و فناوری؛ 3) بازآرایی زیستبوم نوآوری؛ و 4) تحول نظام ارزیابی و حکمرانی هستند. یافتهها نشان میدهد که در این پارادایم، «قابلیت» بهعنوان حلقه واسط میان دانش، فناوری، نوآوری و قدرت ملی معرفی میشود و زنجیرۀ ارزشآفرینی از «دانش» به «فناوری»، از فناوری به «نوآوری»، از نوآوری به «قابلیت» و از قابلیت به «اقتدار فناورانه و قدرت ملی» گسترش مییابد. در این چارچوب، مفاهیمی نظیر دانشگاه قدرتبنیان، پارک علم و فناوری قدرتبنیان، نخبگان سازندگان قابلیت، دولت باغبان زیستبوم و نوآوری مأموریتمحور جایگزین رویکردهای سنتی توسعه علم، فناوری و نوآوری میشوند. نتیجهگیری/ دستاوردها: نتایج پژوهش حاکی از وقوع یک گذار پارادایمی در سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری ایران است؛ گذاری که در آن، ارزش دانش و فناوری نه صرفاً در تولید و تجاریسازی، بلکه در توانایی خلق قابلیتهای پایدار ملی، حل مسائل راهبردی کشور و تقویت اقتدار فناورانه تبیین میشود. این تحول پارادایمی دلالتهای قابلتوجهی برای حوزه آموزش و ترویج کارآفرینی دارد؛ بهگونهای که نقش کارآفرینان از تجاریسازان صرف فناوری به سازندگان قابلیتهای راهبردی ارتقا یافته و معیارهای موفقیت نیز از شاخصهای کمّی به شاخصهای معطوف به حل مسائل ملی، کاهش وابستگی فناورانه و ارتقای جایگاه کشور در زنجیره ارزش جهانی تغییر مییابد. بر این اساس، پارادایم قدرتبنیان را میتوان مرحله تکاملیافته پارادایم دانشبنیان تلقی کرد که از طریق پیوند میان دانش، فناوری، نوآوری، قابلیت و قدرت ملی، چارچوبی نوین برای حکمرانی علم، فناوری و نوآوری و نیز توسعه کارآفرینی مأموریتمحور فراهم میآورد. این چارچوب پیشنهادی، فراتر از یک سیاست حمایتی صرف، بهمثابه معماری نوین حکمرانی مطلوب علم و فناوری در کشور مطرح میشود؛ معماریای که در آن، دانش و فناوری نه بهعنوان مقصد نهایی، بلکه بهعنوان ابزاری برای شکلدهی به قابلیتهای پایدار ملی و قدرت فناورانه مفهومسازی میشوند.