ا توسعه سریع فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی، بهویژه وسایل نقلیه خودکار، نظامهای حقوق کیفری با چالشهای نوینی درزمینه شناسایی و انتساب مسئولیت کیفری مواجه شدهاند. اهمیت این موضوع از آنروست که وسایل نقلیه خودکار، علیرغم ظرفیت بالای خود در ارتقاء ایمنی حملونقل و بهبود رفاه اجتماعی، به دلیل بهرهگیری از الگوریتمهای پیچیده، فقدان کنترل انسانی مستقیم و قابلیت تصمیمگیری مستقل، موجب تغییر در مبانی سنتی مسئولیت کیفری نظیر عنصر روانی، پیشبینیپذیری و قابلیت انتساب میگردند. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از نیاز به بازنگری در ساختارهای سنتی حقوق کیفری و طراحی الگوهای نوینی است که بتوانند در مواجهه با فناوریهای نوظهور، کارآمد باقی بمانند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی سه مدل حقوقی اتخاذ شده در کشورهای فرانسه، سنگاپور و ایران، به بررسی ظرفیتهای هریک در تنظیم مسئولیت کیفری در قبال عملکرد نادرست وسایل نقلیه خودکار میپردازد. روش تحقیق بهصورت توصیفیتحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و اسناد حقوقی بوده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که علیرغم تفاوتهای فلسفی و ساختاری در مدلهای بررسیشده، هر یک تلاش دارند با ترسیم مرزهای روشن میان مسئولیت و مصونیت، چارچوبهای جدیدی متناسب با الزامات دنیای هوش مصنوعی معرفی نمایند. درنتیجه، ضرورت تدوین نظامهای آموزش و صدور مجوز برای کاربران فناوری و طراحی سازوکارهای آزمون تجربی پیش از رهاسازی فناوری در محیط واقعی، ازجمله راهکارهای پیشنهادی این تحقیق برای ارتقاء نظام پاسخگویی کیفری در عصر هوش مصنوعی است.