با عنایت به اینکه متون منثور معاصر، علاوه بر جنبه آموزشی، بیش از هر زمان دیگری، منعکس کننده فرهنگ و باورهای یک جامعه و تأثیرگذار بر آنها هستند، کتابی که به عنوان منبع درسی معرّفی میشود، علاوه بر ساختار شکلی و محتوایی مناسب، باید مطابق با جدیدترین نظریهها و رویکردهای ادبی باشد تا بتواند رسالت ادبی خویش را به انجام برساند. در همین راستا، پژوهش مذکور تلاش کرده است به روش بازخوانی اثر و در دو بخش تحلیل کمّی و کیفی نشان دهد آیا کتاب «ملامح النثر الحدیث و فنونه» نوشته عمر دقاق، محمد نجیب تلاوی و مراد عبدالرحمن مبروک، از پتانسیل لازم به عنوان یک منبع درسی برای رشته زبان و ادبیات عربی برخوردار است؟ نتایج حکایت از آن دارد که علیرغم داشتن محاسنی چون خط کاملاً خوانا،صفحهآرایی مطلوب و عملکرد فنّی برخی از نویسندگان کتاب مذکور، معایب کمّی و کیفی فراوانی دارد که در صورت ارائه به عنوان کتاب درسی، بسیار ضعیف و ناقص خواهد بود. استفاده بسیار اندک و جزئی از علائم ویرایشی، خالی بودن پایان کتاب از فهرست اعلام، فهرست منابع و کتابشناسی تاریخ ادبیات، از جمله معایب کمّی کتاب مذکور است. عدم تجدید چاپ کتاب پس از 18 سال،نقصان موضوعی و محتوایی عناوین، بینظمی و عدم انسجام مطالب، عدم دقّت کافی در استناددهی، عدم استفاده از منابع متعدد، معتبر و بهروز و نیز نقصان در ارائه مطالب و استنباط غلط، از مهمترین معایب کیفی این کتاب است.