مطالعات نحوی که توسط زبان شناسان )دستوریان( صورت میگیرد، یکی از شاخصههای زبانشناختی به شمار میرود. بررسی نحوی هر زبان معین، الگوی ایجاد دستور آن زبان بوده و این دستور نوعی مکانیزم است که جملههای زبان تحلیل شونده را تولید میکند. نظریه معاصر رویکرد زبانشناختی، توسط برند هاینه ) 1997 م( مطرح شد. یکی از پر بسامدترین مباحث دستوریان نحوی در زبان عربی بحث اضافه است. بررسی این ساخت نحوی در قرآن کریم، بستر مناسبی برای تبیین و تحلیل اهداف تربیتی مورد نظر آن به شمار میرود. طرحوارههای اضافی به کار رفته در سوره بقره با تصویرآفرینی بجا و انتقال آگاهانه معانی مورد نظر به مخاطب، هوشمندانهترین بازتاب آموزشی و تربیتی را در هر زمان و مکان برای بشریت به همراه دارد. بسامد بالای طرحوارهی اضافی در سوره مبارکه بقره، موجب برجستهسازی و نظم و انسجام ساختاری بافت قرآنی سوره گردیده است. در این نوشتار، با دو رویکرد توصیفی – تحلیلی و آماری، ابتدا نگاهی گذرا به سوره بقره و چارچوب نظریه طرحوارههای اضافی شده است، سپس ساختار تعدادی از طرحوارههای اضافی در سوره مذکور با تأکید بر الگوی زبانشناسی شناختی هانیه مورد بررسی قرار گرفته است.