نظریه حکمرانی خوب که در سالهای اخیر توسط صاحبنظران غربی مطرح شده، به دنبال توسعه همه جانبه جوامع است تا شرایطی را جهت کمک به دولتها و تأمین منافع عامه مردم فراهم آورد. با توجه به اختلاف صاحبنظران در تعریف این نظریه، شاخصههایی که برای آن لحاظ شده متفاوت است. گرچه این نظریه در سالهای اخیر مطرح شده اما در اسلام و به ویژه سیره ائمه اطهار(علیهمالسلام) موضوع جدیدی نیست. در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع متعدّد و معتبر، از میان سیره ائمه اطهار(علیهمالسلام) به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که چه وجوه اشتراک و افتراقی میان مبانی نظری حکمرانی امام رضا(ع) با مبانی نظریه حکمرانی خوب وجود دارد؟ نتایج، بیانگر آن است که اغلب شاخصههایی که در نظریه حکمرانی خوب، مورد تأیید صاحبنظران مختلف بوده از جمله: مشارکت، حاکمیت قانون، کارایی و اثربخشی، با مبانی حکمرانی امام رضا(ع) نیز مشترک است و وجود مواردی مانند: توجه به مقتضیات زمان و مکان، مصلحتاندیشی، اخلاقمداری، تقیه، عدم پیروی از طاغوت، دوری از تجملگرایی و...، در سیره آن حضرت، شاخصههای حکمرانی خوب را کاملتر و جامعتر کرده، ضمن اینکه حکمرانی آن حضرت از پشتوانه تأیید الهی برخوردار بوده است.