نمایش ضدقهرمانان که در ادبیات معاصر عربی از آن به «اللابطل» یا تعبیرهایی همچون «البطل السلبی، البطل المضاد، البطل الإشکالی» یاد میشود، با نمایشی که این شخصیتها در ادبیات نمایشی غرب بازی میکنند، بسیار متفاوت است؛ در ادبیات غرب، تنها به بیان کنش و واکنش ضدقهرمانان پرداختهشده و از جنبههای معناشناختی آن چشمپوشی شده است؛ حالآنکه در ادبیات معاصر عربی بهویژه در حوزه شعر، آنچه بیش از همه فراخوانی شخصیتهای سنتی بهویژه ضدقهرمانان را تحت شعاع خود قرار داده، پرداختن به جنبههای معناشناختی و کاربردشناختی شخصیتها است و تعبیری پس کنشانه جهت بازتاب شرایط و واقعیتهای موجود در جامعه عرب است. به باور محققان، آنچه تا به امروز در ادبیات داستانی، نمایشی و روایی به دست ما رسیده، همگی حکایت قهرمانان است نه ضدقهرمانان؛ پیکرههای روم و یونان همه روایت انسانهای ایده آل است، قهرمانان هومری همه شرایط خدایی دارند و در ادبیات سدهای میانه سلحشوران هستند که مطرح میگردند. شاعران معاصر عربی بعد از جنگ جهانی دوم و بهویژه با شکلگیری تراژدی فلسطین، به دلیل عملی نشدن ایدهها و آرمانهای مردمی، اختناق و استبداد داخلی، نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، احساس نارضایتی و ناامیدی و دیگر دغدغههای فردی و اجتماعی، از شخصیت ضدقهرمانان بهعنوان رهیافتی برای به تصویر کشیدن این مضامین ضد هنجار استفاده کردند و به فراخوانی و کاربست انواع شخصیتهای کهن اعم از قهرمانان و ضدقهرمانان بپردازند تا بدینسان درد و رنج تحمیلشده بر امت عرب را با زبانی نمادین در سرودههایشان بازتاب دهند. این پژوهش سر آن دارد به بررسی شخصیت ضد قهرمان «یهودا» در اشعار معاصر عربی بپردازد.