هویت یکی از مهمترین مسائلی است که ذهن منتقدان و نویسندگان ادبیات معاصر عرب را به خود مشغول ساخته و به صورت بحرانی دائمی برای جستوجو و پرسش نزد افراد و ملتها نمود مییابد. رمان عربی با رویکردهای گوناگون خود، ابعاد هویت روانی، اجتماعی، تاریخی، مکانی و نسبت میان خود با دیگری را مورد بررسی قرار داده و به ژرفای تصویرسازی از جدال انسان با ریشهها، سنتها، جامعه و شرایط معاصر او رفته است. در میان رماننویسان شاخصی که مسئله هویت را به کانون آثارشان وارد کردهاند، نام مهدی عیسی الصقر برجسته است؛ بهگونهای که رمانهای او مانند ",صراخ النوارس",، ",بیت علی نهر دجله",، ",امرأه الغائب",، ",شاهده والزنجی", و دیگر آثارش، حضوری پررنگ و چندبعدی از هویت را به تصویر کشیدهاند. شخصیتهای الصقر با ابعاد هویت به صورت عمیق روانشناختی، اجتماعی، تاریخی و مکانی درگیر هستند و بنبست انسان عراقی را در مواجهه با بحرانهای فردی و جمعی مجسم میکنند. در این پژوهش، با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی نمودها و تجلیهای هویت در رمانهای ذکر شده از مهدی عیسی الصقر پرداختهایم و نشان دادهایم هر بُعد از هویت چگونه در کنشها و رفتارهای شخصیتهای اصلی بازتاب یافته است، بهویژه در بستر تحولات اجتماعی عراق طی دهههای اخیر. هدف اصلی ما، تعمیق درک نقش رمان معاصر عربی در تحلیل پدیده هویت و ارائه رویکردی انتقادی است که توانمندی ادبیات در بازتاب دگرگونیهای بنیادین هویتی جامعه عربی را نشان میدهد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که الصقر توانسته جهانهایی روایی بسازد که نه تنها تشتت هویت و بحرانهای آن را بازنمایی میکند، بلکه راههای مقاومت انسان عراقی را در برابر این بحرانها نیز مطرح میسازد. روشن شد که ابعاد مکانی، روانی، اجتماعی، تاریخی و رابطه با دیگری، همگی بهطور بههمپیوسته صحنه کلی رنج و تلاش شخصیتها را شکل میدهند و نشان میدهند ادبیات تا چه حد میتواند مجالی برای کشف دوباره خود و بازآفرینی هویت در برابر چالشهای نوپدید جامعه عراقی و عربی باشد.