آگاهی دربارهی پیوندهای زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در سدههای نخست اسلامی هنوز ناپایدار و پراکنده است و بخشی از عناصر فکری و اخلاقی ایرانیان در متون عربی بهصورت امثال و حکم با هویتی نامشخص یا با عنوان «مولّد» انعکاس یافتهاند. در مقابل، منابع فارسی از جمله شاهنامه فردوسی، به حفظ و معرفی این اندیشهها بهصورت منسجم و ایرانی پرداختهاند. مسئلهی اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل ریشههای اندیشههای ایرانی در منابع عربی با تکیه بر شاهنامه است؛ پرسشهایی که پژوهش در پی پاسخ به آنهاست عبارتاند از اینکه منابع عربی چگونه ایرانی بودن مفاهیم و حکمتهای فردوسی را تأیید میکنند و به چه شیوههایی از این اندیشهها بهره بردهاند. روش تحقیق بر پایهی رویکرد توصیفی تحلیلی و مطالعهی تطبیقی منابع فارسی و عربی است. دادهها از طریق فیشبرداری کتابخانهای استخراج و سپس تحلیل مفهومی و ساختاری آنها انجام شده است. یافتهها نشان میدهد بسیاری از امثال مولّد و حکمتهای عربیِ منسوب به حکمای ناشناخته، از نظر معنا و ساخت با مضامین اخلاقی و خردورزانهی فردوسی و آثار اندرزنامهای ایران همریشهاند. تطبیق نمونهها آشکار ساخت که بیش از سی مثل و حکم عربی دارای منشأ ایرانیاند. نتیجهی پژوهش بیانگر آن است که منابع عربی، افزون بر انعکاس فرهنگ ایرانی، میتوانند ابزار مؤثری برای بازشناسی هویت فکری و اخلاقی ایران در سدههای چهارم تا ششم هجری دانسته شوند.