نحوه ادراک محیط یکی از مباحث و مفاهیم کلیدی در حوزه مطالعات متقابل انسان- محیط در مقیاسهای کلان و خرد است. از آنجا که نظام عصبی و ادراکی انسان مسئول برقراری ارتباط بین انسان و محیط زیست اوست و امکانات و محدودیتهای خاصی دارد لذا نمیتوان بدون توجه و اشراف کافی به فرآیندهای درک و فهم محیط از سوی مردم و سازوکارهای مرتبط با آنها، مبادرت به مداخله در محیط کرد. زیرا همین درک و فهم است که در نهایت تعبیر و تفسیر آنان را از محیط و جهان پیرامونشان شکل میدهد و اغلب به شکل رفتار در محیط بروز و ظهور پیدا میکند. هرچه فضای معماری ساخته شده به تصورات ذهنی مردم نزدیکتر و باعث تداعی خاطرات برای آنان باشد بهرهبرداران با آن ارتباط بیشتری برقرار میکنند. در پژوهش پیشرو پس از بررسی مفاهیم پایه در روانشناسی محیط (احساس، ادراک و شناخت)، بحث دیالکتیک بین انسان و محیط مطرح شده است، سپس به روش آزمایشی(تجربی)، از طریق پرکردن پرسشنامه تصویری شامل فرمهای پایه و ترکیبات آنها و همچنین نام بناهای معروف سطح شهر، تصورات ذهنی مردم از فرم مورد علاقه آنها درآورده شده است. دادههای کیفی بدست آمده از این آزمون در نهایت جمعآوری و سپس تجزیه و تحلیل شدند و نتایج حاصله نشان دادند که ذهنیات مردم ایلام بر دو فرم منحنی و دایره منطبق میباشد. وجود عناصرطبیعی، تنوع و صمیمیت عوامل جاذبه بسیار مهم در برقراری ارتباط بین انسان و فضا میباشند(این عوامل در سطح اطمینان 99/0 معنیدار هستد). یعنی افراد به صورت معنیداری تمایل به برقراری دیالوگ با مکانهایی دارند که حتما ویژگیهای فوق را داشته باشد. در واقع این ویژگیها شرط لازم و کافی برای برقراری دیالوگ مخاطبان با محیط هستند.