نظریههای معماری، اخیر نشان میدهد که باورهای طراحان و مردم راجع به محیط مطلوب متفاوت است. بسیاری از محیطهای که طراحان مطلوب میپندارند، توسط مردم، سرد، غیر انسانی و کسالت آور توصیف شده اند. بینش تک قطبی به فرآیند طراحی یکی از معضلاتی است که در طول سالها همواره سایه خود را بر حرفه معماری گسترانیده است. این امر به دلیل یک جانبه نگری و عدم توجه لازم و کافی به سایر عوامل تأثیرگذار در روند طراحی، طراح را از دستیابی به معماری مطلوب و کلنگر باز میدارد. توجه به نظرات کاربران به صورت مستقیم و غیر مستقیم در کنار نظر کارشناسی متخصصین طراح و حتی جامعه شناسان و روان شناسان می تواند در بهبود کیفیت فضاهای معماری تاثیر گذار باشد. این رساله به دنبال رسیدن به نگرشی تعاملی برای طراحی فضاهایی با کیفیت است. فضاهایی که بتوان در آن ها تعامل و ارتباط بین افراد با هم و البته با کالبد بوجود آمده را برقرار ساخت. برای رسیدن به این هدف سوال های اصلی و اساسی با عنوان، عوامل موثر برشکل گیری معماری تعامل گرا و نقش شهروندان و کاربران در شکل گیری معماری تعامل گرا مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق از نوع کاربردی می باشد، که به صورت کیفی انجام گرفته، روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از تکنیک دلفی برای رسیدن به پاسخ سوال های تحقیق استفاده شده است. از بین جامعه آماری معماران دارای پروانه شهر ایلام به صورت تصادفی 10 نفر انتخاب شده است و به صورت تخصصی سوالات مورد بحث قرار گرفته شد که نتایج زیر به دست آمد، برای رسیدن به معماری تعامل گرا باید مفاهیم تعامل با محیط، نماد پردازی، این همانی با فضا، انعطاف پذیری، تعامل بنا با مردم و فرم بنا مورد توجه قرار گیرد هر کدام از این مفاهیم خود دارای متغیر های جداگانه ای می باشند که به تفصیل در فصل پنجم مورد بحث قرار گرفته اند.