برخلاف دیدگاه سنتی و رایج که مطابق آن استعاره تنها از شباهت عینی میان دو حوزه تجربه برمیخیزد، بر اساس دیدگاه معاصر، تنها شباهت عینی مبنای شکلگیری استعاره نیست بلکه انواع مختلف شباهتهای غیرعینی و همبستگی در تجربه نیز اساس شکلگیری استعاره قلمداد میشوند. در دیدگاه معاصر، نیز مفاهیم انتزاعی از طریق بسط استعاری تجربههای بدنی و زیستی ساختاربندی میشوند. در واقع، استعاره، انتقال ساختار حوزه مبدأ (حوزه ملموس) به حوزه مقصد (حوزه انتزاعی) است. علّیت یکی از مفاهیم بنیادین فلسفی است که توسط استعارههای مختلف مفهومسازی میشود. در فلسفه سهروردی علّیت از راه تجربههای زیستیای مانند اشراق، حرکت اجباری، انتقال داراییها، توالد و ساختن مفهومسازی میشود. بر همین اساس، علتها به مثابه خورشید، مبدأ حرکت، معطیمنه، والدین و صانع و معلّولها به مثابه شعاع و سایه، متحرک، معطیله، فرزند و مصنوع تصویرسازی می-شوند. برخی از استعارههای علّی شباهت و سنخیت علت و معلول و برخی دیگر عدم شباهت و سنخیت علت و معلول را تداعی میکنند. از آنجا که بحث از استعاره به بحث رمز نیز مرتبط میشود، به این نکته اشاره میشود که برخی از استعارههای علیت در فلسفه سهروردی استعارههای رمزی و مثالی هستند.