در دیدگاه سنتی، استعاره امری تزیینی و مربوط به زبان ادبی و قابل حذف از زبان علمی و فلسفی است. همچنین مطابق این دیدگاه، مبنای شکلگیری استعاره، شباهت عینی بین دو پدیده است. اما در دیدگاه معاصر نه تنها زبان ادبی بلکه زبان علمی و فلسفی نیز استعاری است و مبنای شکلگیری استعاره علاوه بر شباهتهای عینی، انواع شباهتهای ساختاری غیرعینی و همبستگی در تجربه نیز میتواند باشد. در دیدگاه معاصر، استعاره، انتقال الگوی استنباطی حوزه مبدأ به حوزه مقصد است. مطابق این رویکرد، مفاهیم فلسفی از طریق استعاره ها مفهوم سازی میشوند. لیکاف و جانسون معتقدند خودِ ذهن و فرآیندهای ذهنی توسط استعاره مفهوم سازی می شوند. در این مقاله نشان داده می شود شیخ اشراق نیز ذهن و کنشهای ذهنی را توسط استعاره ساختاربندی می کند. جنبه های مختلف ادراک در معرفتشناسی سهروردی توسط مفاهیمی مانند دیدن، اشراق، دستکاری اجسام، ساختمان، محاسبه ریاضی و حرکت مفهوم سازی می شوند.