اندیشه و آرزوی دستیابی به «انسان اخلاقی» همواره ذهن بسیاری از اندیشمندان و فلاسفه را به خود مشغول می-داشته است. ملا صدرا و اسپینوزا دو فیلسوف متعلق به دو بافت متفاوت فکری- فرهنگی در باب انسان اخلاقی اندیشیده اند. در این پژوهش تلاش شده تا به جنبههای مختلفی از آراء این دو پرداخته شود. مباحث مربوط به پایاننامه در چهار فصل تنظیم شده است. در فصل اول خاستگاه تاریخی نظریه انسان اخلاقی طرح شده است. در فصل دوم نظریه اخلاقی ملا صدرا و اسپینوزا بر اساس سه نظریه معروفِ غایتگرایی، وظیفهگرایی و فضیلتگرایی بررسی شده است؛ سپس در فصل سوم دیدگاههای این دو فیلسوف در مورد فضائل شرح و تبیین شده است. در فصل پایانی نقش متافیزیک در نظریه اخلاقی ملا صدرا و اسپینوزا مورد پژوهش قرار گرفته است. مهمترین شاخصه انسان اخلاقی ملا صدرا و اسپینوزا وجه دینی(معنویت) است. هر دو میان اخلاقی زیستن و خدا باوری پیوندی ناگسستنی ایجاد میکنند. انسان اخلاقی در الگوی فکری ملا صدرا در اوج خود به دلیل درک حضور همه جانبه خدا و دریافت نگاه نابی که بر او دارد اغلب رنگ عارفانه به خود میگیرد و پس از طی سفرهای چهارگانه به فناء فی الحق میرسد. وی در جای جای آثارش به بررسی صفات این انسان میپردازد و در این جستجو تا جایی پیش میرود که انسان اخلاقی را به مقام وصل خداوندی میرساند.اسپینوزا نیز انسانی را به تصویر میکشد که سراسر عشق عقلانی به خداست و نام او را «انسان آزاد» مینهد. انسانی که مفاهیمی مانند آزادی، قانون و ایمان بر او حکمفرما میشود. مومنانه زیستن و توجه به عقل که میتواند به کسب فضائل مختلف روی آورد را از جمله وجوه مشترک این دو فیلسوف میتوان به شمار آورد.