تأمین امنیت غذایی در شرایط افزایش جمعیت و محدودیت منابع طبیعی، یکی از چالشهای اساسی کشاورزی پایدار به شمار میرود. تولید سیب درختی بهعنوان یکی از محصولات مهم باغی در ایران، بهویژه در استان آذربایجان غربی، سهم قابلتوجهی در اقتصاد کشاورزی و سبد غذایی خانوارها ایفا میکند. با این حال، مصرف بالای نهادههای انرژیبر و استفاده گسترده از کودهای شیمیایی و سوختهای فسیلی، پیامدهای زیستمحیطی قابلتوجهی را به همراه دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی چرخه حیات تولید سیب در منطقه صومای برادوست شهرستان ارومیه انجام شد تا میزان مصرف انرژی و اثرات زیستمحیطی ناشی از فرآیند تولید این محصول تحلیل گردد. روش تحقیق مبتنی بر گردآوری دادهها از طریق مصاحبه حضوری با باغداران و مراجعه به اداره جهاد کشاورزی منطقه بود. دادههای مربوط به مصرف نهادهها شامل نیروی انسانی، ماشینها، سوخت دیزل، کودهای شیمیایی، سموم، آب آبیاری و انرژی برق جمعآوری و سپس در قالب شاخصهای انرژی و اثرات زیستمحیطی تحلیل شدند. ارزیابی چرخه حیات در چهار مرحله اصلی شامل تعریف هدف و حوزه مطالعه، تحلیل موجودی، ارزیابی پیامدها و تفسیر نتایج انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که میزان کل انرژی مصرفی در تولید سیب درختی برابر با 24/74 گیگاژول در هکتار است که بیشترین سهم آن مربوط به سوخت دیزل با 02/51 درصد میباشد. همچنین سهم انرژیهای تجدیدناپذیر بیش از 89 درصد کل انرژی مصرفی را تشکیل داد. در تحلیل اثرات زیستمحیطی مشخص گردید که گروههای اثر شامل سمیت آبهای آزاد، مسمومیت انسان و پتانسیل گرمایش جهانی بیشترین بارهای آلایندگی محیطی را ایجاد نمودهاند. این یافتهها بیانگر وابستگی شدید نظام تولید سیب به منابع انرژی فسیلی و نهادههای شیمیایی است که میتواند پایداری اکولوژیکی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. از مهمترین چالشهای شناساییشده در این مطالعه میتوان به مصرف بالای سوخت دیزل، استفاده بیش از حد کودهای شیمیایی و عدم مدیریت بهینه نهادهها اشاره کرد. این عوامل نهتنها هزینههای تولید را افزایش میدهند، بلکه موجب انتشار گازهای گلخانهای و تخریب منابع آب و خاک میشوند. به منظور کاهش اثرات زیستمحیطی، پیشنهاد میشود کاربرد نهادههای تجدیدپذیر و انرژیهای پاک در فرآیند تولید سیب مورد توجه جدی قرار گیرد. همچنین، آموزش باغداران در زمینه مدیریت مصرف نهادهها، توسعه روشهای آبیاری با بازده بالا، جایگزینی تدریجی کودهای شیمیایی با کودهای آلی و بهرهگیری از ماشینآلات کممصرف میتواند نقش مؤثری در ارتقای پایداری تولید ایفا نماید. در نهایت، نتایج این تحقیق میتواند بهعنوان مبنایی برای سیاستگذاریهای کلان در بخش کشاورزی و برنامهریزی در راستای کاهش اثرات زیستمحیطی تولید محصولات باغی کشور مورد استفاده قرار گیرد.