لوی استروس نظریه پرداز معروف ساختارگرا برای کشف دلالت پنهان اسطوره ها، آن ها را به کوچک ترین واحد تشکیل دهنده، یعنی اسطوره واج تقسیم کرده است و کوشیده با تعیین جایگاه اسطوره واج ها در روایات مختلف و نیز تقابل های دوگانۀ میان آن ها، معانی نهفته در اساطیر را تبیین کندد در پدژوه حاردر ، بدا بهره گیری از رویکرد ساختاری استروس، شخصیت دوگاندۀ جمشدید بررسدی شدده اسدت ابعداد متفداوت شخصیت او حاصل سه تقابل دوگانۀ خیر و شر، مدر و جداودانگی، اهمی د ت پیوندد خدانوادگی و نداچیز شمردن آن است همچنین، ژرف ساخت اسطورۀ جمشید بر مبنای الگوی تولد دوقلوها شکل گرفته که در این الگو، فرزند او ل واجد چهره ای نیک است و فرزند دوم به سبب به خطر انداختن جان مدادر ، سدیمایی منفی دارد تا زمانی که همزاد جمشید در اساطیر حضور دارد، نق نیروی خیر را بر عهده دارد، اما سپس که نق همزاد او کم و محو می شود، خود جامع هر دو شخصیت مثبت و منفی دوقلوها می شود