این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و مسئله اصلی آن نقد و تحلیل آرای جهان شناختی ناصرخسرو و جست وجو در سرچشمه های آن است. از نگاه ناصرخسرو هستی به دو بخش عالم روحانی و جسمانی تقسیم می شود و مراتبی از بالا به پایین دارد. مراتب ابداع، عقل کل ی و نفس کل ی در جهان روحانی واقع شده است. عالم جسمانی شش مرتبه هیولی، طبیعت کل ی، جسم، افلاک، طبایع و موالید دارد. آفرینش هدفمند است و ازطریق ابداع صورت می گیرد. از امر حق، عقل کل ی و از عقل کل ی، نفس کل ی پدید می آید که مدب ر عالم و واسطه انتقال فواید عقل کل ی بر مراتب فرودین است. هیولی سایه نفس کل ی است و ازنظر نفس کل ی در سایه خود، طبیعت کل ی پدید می آید. جسم جوهری دارای درازا، پهنا و ژرفاست. افلاک و اجرام نیز دست افزارهای نفس کل ی در خلق عالم فرودین و تدبیر آن به شمار می آید. چهار عنصر خاک، آب، باد و آتش ارکان را تشکیل می دهند و از ترکیب آنها با طبایع چهارگانه، موالید ثلاثه پدید می آید. انسان آخرین مرتبه هستی و یاریگر نفس کل ی در رسیدن به عالم عقل است و سعادت او در گرو تعالیم ناطق و امام، و تلاش دیگر مراتب کیش اسماعیلی است. ریشه برخی از باورهای جهان شناسانه ناصرخسرو را باید در آرای حکمای یونان و آثار متفکران اسماعیلی مانند ابویعقوب سجستانی و حمیدالدین کرمانی جست وجو کرد.