موضوع این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، نقد و تحلیل دیدگاه ناصرخسرو دربارۀ مفهوم نفس و جستجو در ریشههای آن است. در جهانشناسی ناصرخسرو، نفس سومین مرتبۀ آفرینش است که از عقلِ کلی پدید میآید. عقل و نفس، زوجِ مذکر و مؤنث عالم روحانی به شمار میآیند که تمام مراتب مادون از آنها سرچشمه میگیرد. نفس کلی با تأثیرپذیری از عقل، در جهان روحانی جد و فتح و خیال و در عالم جسمانی طبیعت کلی، صورت و هیولی را پدید میآورد. نفوس نباتی و حیوانی در عالم فرودین، از نفس کلی سرچشمه میگیرد. نفس کلی نسبت به عقل ناقص است و برای رفع نقصان خود، با ایجاد مراتب پایینتر چون اجرام فلکی و ارکان، زمینۀ خلقت انسان را به عنوان هدف نهایی آفرینش فراهم میآورد. نفس ناطقه در انسان که جزئی از نفس کلی است با کاربست تعالیم دینی و کسب معارف، هم خود نجات مییابد و هم به رستگاری نفس کلی کمک میکند. زمینه و ریشۀ آرای ناصرخسرو دربارۀ نفس، علاوه بر تعالیم اسلامی به اساطیر، آموزههای حکمی و فلسفی یونان و اندیشههای گنوسی و نوافلاطونی بازمیگردد