مقدمه: ایسکمی مغزی موجب آسیبهای ساختاری و عملکردی برگشتناپذیری در نواحی خاصی از مغز به ویژه هیپوکامپ خواهد شد. شواهد نشان میدهد که انجام ورزش استقامتی و استفاده از مکمل شیلاجیت ممکن است آسیبهای ناشی از ایسکمی مغزی را کاهش دهد. هدف از این مطالعه بررسی اثر هشت هفته تمرین ورزشی استقامتی همراه با مصرف مکمل شیلاجیت بر پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و حافظه احترازی غیرفعال موشهای صحرایی نر به دنبال ایسکمی ریپرفیوژن مغزی بود. مواد و روشها: تعداد 35 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار، با وزن 250-200 گرم خریداری گردید. حیوانات بهطور تصادفی به پنج گروه هفت تایی تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه ایسکمی، گروه تمرین استقامتی+ ایسکمی، گروه شیلاجیت+ ایسکمی، گروه تمرین استقامتی + شیلاجیت+ ایسکمی. حیوانات گروه تمرین ورزشی به مدت 8 هفته 5 روز در هفته بر روی نوارگردان دویدند. در حیوانات دریافت کننده مکمل، روزانه به میزان 150 میلیگرم/ کیلوگرم وزن بدن موشها از پودر شیلاجیت جدا و در آب حل شد و سپس محلول بصورت گاواژ مستقیماً به داخل معده حیوان رسانده شد. ایسکمی مغزی با انسداد هر دو شریان کاروتید مشترک به مدت 20 دقیقه با استفاده از میکروکلیپ القا شد. چهار روز بعد از آخرین جلسه تمرینی، حافظه احترازی غیرفعال با استفاده از دستگاه شاتل باکس (Shuttle Box) اندازهگیری شد. برای اندازهگیری میزان پراکسیداسیون لیپیدی، از اندازهگیری مالون دی آلدئید (MDA) با روش TBARS استفاده شد. همچنین برای اندازهگیری TAC از روش FRAP استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که ایسکمی ریپرفیوژن مغزی با افزایش معنیدار پراکسیداسیون لیپیدی و کاهش معنیدار ظرفیت آنتیاکسیدانی تام همراه است و موجب اختلال در حافظه احترازی غیرفعال خواهد شد. انجام یک دوره تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل شیلاجیت پیش از ایسکمی مغزی، موجب کاهش معنیدار پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی تام خواهد شد و اختلال ناشی از ایسکمی در حافظه را بهبود می بخشد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که یک دوره تمرین استقامتی همراه با مکمل شیلاجیت تأثیر مثبتی بر کاهش سطح مالون دیآلدهید و افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی و بهبود حافظه موشهای صحرایی مبتلا به ایسکمی مغزی دارد. این سازوکارهای نوروپروتکتیو یک نقطه نظر مهم پیشگیرانه را فراهم میکند و ممکن است یک راهکار مفید برای مدیریت و درمان سکته مغزی ایسکمیک و کاهش عوارض مغزی ناشی از آن و در نتیجه بهبود نتایج و کیفیت زندگی بیماران مبتلا باشد.