از چالشهای مهم کسبوکارهای کوچک محدودیت منابعمالی، عدم تجربه راهاندازی کسبوکار و فقدان دانش کسبوکار است. یکی از راهبردهای حل چالش کسبوکارهای کوچک، استفاده از ظرفیت شرکتهای بزرگ است. همچنین، یکی از گرایشهای نوظهور و جدید توسعه همکاری کسبوکارهای کوچک با شرکتهای بزرگ، استفاده از مدل شتابدهی همکاری است. پژوهش حاضر بر مبنای هدف کاربردی و با روش کیفی مبتنی بر راهبرد دادهبنیاد انجام شده است. مشارکتکنندگان در این پژوهش شامل 12 نفر از مدیران و اساتید مطلع حوزه شتابدهی کسبوکارها که به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف تا رسیدن به اشباع نظری برای مطالعه انتخاب شدند. برای اعتبارسنجی یافتهها، متن مصاحبهها بهصورت خام توسط یک ناظر بیرونی دارای تخصص در پژوهشهای کیفی داده بنیاد مورد بازنگری قرار گرفت، تا میزان مشابهت تمهای استخراجشده مشخص شود. یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که مقولات (اهداف استراتژیک و تعریف نقشه راه مشترک همکاری، تدوین مدلها و استراتژیهای همکاری، چابکسازی فرایندهای تدارکاتی و حقوقی، انتصاب منتورهای شرکتی، فرایند تدریجی آزمایشی، آزمودن و شراکت همکاری) منجر به شتابدهی همکاری خواهد شد. دستاورد اصلی پژوهش ارائه مدل کاربردی و بازارمحور همکاری کسب وکارهای کوچک و شرکت های بزرک در فضای زیست بوم کارآفرینی می باشد و در نتیجه توسعه کارآفرینی و رشد اقتصادی در جامعه رخ خواهد شد.