مسئله اختیار انسان یکی از مباحث پر چالش و دامنه دار در تاریخ تفکر بشر به شمار می رود و تا کنون راه حل-های گوناگونی بر اساس مبانی فکری مختلف برای آن ارائه شده است. این مسئله در اندیشه ابن ابی جمهور احسائی نیز مورد توجه قرار گرفته و میشود گفت آنچه دیدگاه احسائی را از سایرین امتیاز بخشیده و در خور توجه میکند، تلاش کم نظیر وی برای تقریب نظریات فلاسفه، عرفا و متکلمین در این زمینه است که در کتاب مُجلی صورت گرفته است. در این جستار کوشیدهایم راه حل ارائه شده از سوی احسائی برای پاسخگویی به مسئله اختیار انسان و تلاش او برای رفع تعارضهای موجود میان اندیشههای گوناگون را مورد بررسی قرار دهیم. از دستاوردهای بحث این که، احسائی متناسب با رویکرد اشراقی خویش تفسیر خاصی از نظریه أمر بین الأمرین ارائه کرده و اختلافات موجود در مسئله اختیار را بر پایه پذیرش وحدت سه گانه شریعت- طریقت- حقیقت، قابل جمع و غیر متعارض با هم قلمداد کرده است.