1405/02/20

سمیه منفرد

مرتبه علمی: استادیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: الهیات و معارف اسلامی
اسکولار:
پست الکترونیکی: so.monfared [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
نقد و بررسی فرجام‌شناسی در حکمت متعالیه و مکتب ودانته
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
واژگان کلیدی: فرجام‌ شناسی، معاد جسمانی، تجرد نفس ،ادویته ودانته، سمساره، موکشه، تناسخ، نظام سلطه، حکمت متعالیه
سال 1404
پژوهشگران مهدی ملکشاهی صفت(دانشجو)، شمس الله سراج(استاد راهنما)، سمیه منفرد(استاد مشاور)

چکیده

چکیده این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی فرجام‌شناسی در حکمت متعالیه صدرایی و مکتب ادویته ودانته پرداخته است. مسئله‌ی محوری رساله آن است که آیا مشابهت‌های این دو مکتب در حوزه‌ی هستی‌شناسی و نفس‌شناسی صرفاً تقارنی سطحی است یا از نوع عینیت در مبانی نظری. بر اساس تحلیل‌های صورت‌گرفته، روشن شد که هر دو مکتب در پذیرش اصولی چون اصالت وجود، وحدت وجود، تشکیک در مراتب وجود، اتحاد علت فاعلی و غایی، صدوری بودن آفرینش، تجرد نفس و در نهایت تناسخ همسو و همسان‌اند. یافته‌های تحقیق نشان داد که این مجموعه‌ی به‌هم‌پیوسته از مبانی، در عرصه‌ی معرفت‌شناسی به شکاکیت و سفسطه منجر می‌شود؛ زیرا با فروکاست کثرات به «مایا» یا «ماهیت اعتباری»، مرز میان حقیقت و پندار از میان می‌رود و امکان یقین مخدوش می‌گردد. در سطح جامعه‌شناسی نیز، آموزه‌ی تناسخ و چرخه‌ی سامسارا یا سمساره به تثبیت ساختارهای طبقاتی و مشروعیت‌بخشی به نابرابری‌ها و ظلم ساختاری منتهی می‌شود؛ بدین معنا که نابرابری اجتماعی نتیجه‌ی شایستگی وجودی افراد تلقی شده و توجیهی متافیزیکی برای سلطه فراهم می‌آورد. رساله علاوه بر تبیین این همسانی‌ها، به نقد آن‌ها نیز پرداخته و نشان داده است که نتایج حاصله نه با عقلانیت فلسفی سازگار است و نه با نصوص وحیانی هماهنگ. در مقابل، نظریه‌ی معاد جسمانی به‌عنوان بدیلی معتبر معرفی شده است؛ آموزه‌ای که هم با مبانی عقلی قابل دفاع است و هم با متون دینی هماهنگی دارد. این نظریه، برخلاف انگاره‌ی تناسخ، نه‌تنها امکان عدالت الهی را توضیح می‌دهد، بلکه کرامت انسانی را پاس داشته و چشم‌اندازی رهایی‌بخش برای اجتماع ترسیم می‌کند. در مجموع، پژوهش حاضر اثبات می‌کند که مطالعه‌ی تطبیقی حکمت متعالیه و ودانته تنها جنبه‌ی تاریخی یا فلسفی ندارد، بلکه پیامدهای مستقیم معرفت‌شناختی، الهیاتی و اجتماعی دارد. نقطه‌ی انفصال این دو مکتب در پذیرش یا رد معاد جسمانی نهفته است؛ و تنها این آموزه است که می‌تواند همزمان عقل، ایمان و عدالت را به‌طور جامع تضمین نماید.