پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی اوصاف الهی (هستی شناسی، معناشناسی و معرفت شناسی) از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و عبدالرزاق لاهیجی به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش هر دو اندیشمند اوصاف الهی را به دو دسته صفات ثبوتی و صفات سلبی تقسیم می نمایند، خواجه نصیر اگرچه به طور مفصل به بحث در ارتباط با صفات ثبوتی و سلبی می پردازد، اما لاهیجی به صورت مختصر به تعریف این صفات می پردازد. طوسی معتقد است که اوصاف الهی بهطور کامل از ذات خداوند جدا نیستند و درک آنها نیازمند تحلیل عقلانی و منطقی است. او بر اهمیت استفاده از عقل در فهم اوصاف الهی تأکید دارد و معتقد است که عقل میتواند به شناخت صحیح این اوصاف کمک کند. لاهیجی در وجودشناسی صفات ذاتی، بر عینیت ذات و صفات تأکید می کند. از نظر خواجه حقیقت صفات کمال، همانند وجود، منحصر به ذات خدا نیست؛ زیرا این صفات در عین این که وصف واجب تعالی هستند، وصف ممکنات نیز واقع می شوند. همان گونه که وجود در مرتبه واجب الوجود بالذات، عین ذات واجب است و بدین جهت در هستی خویش بی نیاز از علت است، در اتصاف به اوصاف کمالی، مانند علم، قدرت، حیات و... هم بی نیاز از علت است؛ زیرا اوصاف کمالی هم مثل وجود در مرتبه واجب، واجب هستند. لذا عین ذات واجب تعالی هستند و بی نیاز از علت. محقق طوسی مفهوم وجوب وجود بالذات که مختص ذات حق تعالی است را دلیل بر نفی معانی و احوال و نفی زیادت صفات بر ذات می داند و از این طریق مسأله عینیت را اثبات می نماید. اما لاهیجی خداوند را دارای صفاتی مستقل از هم نمیبیند، بلکه این اوصاف، تجلیات گوناگون یک حقیقت واحد هستند. از این رو، کثرت در این اوصاف به معنای تنوع در ظهورات و تجلیات صفات الهی است. براهین لاهیجی در باب اثبات صفات کمالی برای ذات مقدس خداوند و همچنین اثبات عینیت این صفات کمالی برای ذات و نفی زیادت صفات بر ذات، هم مورد تأیید عقل و هم مورد تأیید نقل است.