چکیده مسئله اصلی این مقاله، همانطور که از عنوان آن پیداست، پرداختن به مسئله معاد و فرجامشناسی است. با توجه به تحلیلها و تقریرهای مختلف مکاتب فلسفی درباره مسئله معاد، در این مقاله بر آن شدیم که با بررسی دقیق فرجامشناسی دو مکتب، یعنی حکمت متعالیه بهعنوان پرچمدار فلسفه و حکمت اسلامی، و مکتب ادویته ودانته بهعنوان یکی از مبرزترین درشنههای هندویی، به تطبیق و تحلیل تطبیقی آنها بپردازیم. هدف از این تطبیق، یافتن نقاط اشتراک، همراستایی و همچنین احتمال همافزایی این دو سنت فلسفی در حوزه فرجامشناسی و معاد است. در فرایند این بررسی، با رجوع به متون اصلی هر دو مکتب و تحلیل اندیشههای کلیدی در باب هستی، نفس، و سیر نهایی انسان، مشخص شد که میان این دو مکتب، نه تنها اختلاف بنیادینی در باب فرجام انسان وجود ندارد، بلکه در سطح مبانی، اهداف و نتایج، نوعی تطابق و همراستایی دقیق نیز مشاهده میشود. بهویژه، نگاه غایتگرایانه، وحدتمحور و سلوکمحور هر دو نظام فلسفی، حاکی از آن است که هدف نهایی، تحقق کمال وجودی انسان و اتصال به مبدأ اعلی و وحدت وجودی است. در نتیجه، میتوان گفت این دو مکتب، علیرغم تفاوتهای ظاهری در زبان، فرهنگ و تاریخ، در لایههای عمیقتر فرجامشناسی، به نوعی وحدت و اینهمانی واقعی و بنیادین دست یافتهاند.