با پیدایش شعر نو در ادبیات معاصر، به نظر میرسد که نقد کهن که بیشتر به فرم میپردازد تا معنا، دیگر کارایی لازم برای تجزیه و تحلیل این دسته اشعار را نداشته باشد، چرا که شعر نو، خود را از قید و بند قوانین محدودکننده عروضی که تمام توجه خود را به فرم معطوف مینماید، رها نموده و تمرکز خود را بیشتر به سمت معنا سوق داده است و نتیجتاً، نقد کلاسیک با آن دیدگاه، نمیتواند جوابگوی شعر آوانگارد باشد و توان تجزیه و تحلیل مفاهیم نهفته در این دسته از آثار را ندارد، پس برای بررسی اینگونه آثار نیاز به نوع دیگری از نقد احساس میشود؛ نقد نو فرانسوی که رولان بارت پرچمدار آن بود و بر پایهی مباحث فلسفی نو، زبانشناسی و اصالت ساختی، بنا شده است، به عنوان نقدی آوانگارد، میتواند گزینهای مطلوب برای بررسی شعر نو باشد. به ویژه اینکه بارت به تبعیت از سوسور وارد دنیای نشانهشناسی نیز شده بود و تلفیقی از این دیدگاهها موجب پدید آمدن آثار متعددی در این زمینه میشود. اثر برجسته اس/ زد که تحلیلی است بر داستان سارازین بالزاک، نوعی نقد آوانگارد بر پایه نشانهشناسی است که بارت(1969) ، نظریهی رمزگانهای پنجگانهی خود را در آن ارائه میدهد. رمزگانهای پنجگانهای که شامل: رمزگان هرمنوتیکی، رمزگان کنشی، رمزگان معنایی، رمزگان نمادین و رمزگان ارجاعی است. در این پژوهش نیز سعی بر آن شد، که با بهکارگیری این رمزگانها و شیوهی بارت در تحلیل نشانهشناسیک بارت از داستان سارازین، به تجزیه و تحلیل جزء به جزء گزیدهای از اشعار اخوان پرداخته شود. لذا با تجزیه و تحلیل شش شعر از اخوان ثالث، که شامل: «کتیبه»، «زمستان»، «باغ من»، «چاووشی»، «میراث» و «آنگاه پس از تندر» و با توجه به فرضیهی پژوهش، دال بر اینکه اخوان در اشعار خود از رمزگانهای پنجگانه بارت استفاده کرده است؛ و نیز با توجه به پرسشهای پژوهش و یافتههای آن، این نتیجه حاصل شده است که این پژوهش به اهداف خود( یعنی: 1_ شناخت و فهم بهتری از رمزگانها و نشانههای به-کار رفته در اشعار اخوان ثالث. 2_ بررسی رمزگانهای پنجگانهی بارت در اشعار اخوان به عنوان شیوهای علمی در نظام نشانهشناختی، به جهتدرک و فهم بهتر اشعار اخوان و مفاهیم نهفته در آن. 3_ بررسی شعر نو با توجه به حوزهی نشانهشناسی.)، به شکل مطلوبی دست یافته و نتیجه آن مثبت بوده است.