مشارکت سیاسی زنان در راستای کارآمد کردن نظام اجتماعی و سیاسی امری مقبول است. برداشت فقهی رایج، زنان را در موضع حکومت، قضاوت و مرجعیت از باب ولایت انتصابی متصدی نمیداند، اما با تکیهبر ظرفیت فقه مبتنی بر اجتهاد زمان و مکان، جایگاه زن را در باب ولایت انتخابی ارتقا میدهد. . اعطای حق رأی به زنان یکی از حوزههای چالشبرانگیز فقه شیعه در دورهی متأخر بوده و بهرغم فرازونشیبهای متعدد، در دوران کنونی به رسمیت شناختهشده است.به لحاظ دیدگاه فقهی ازآنجاکه رأی دادن نوعی قضاوت کردن تلقی شده و بسیاری از فقهای شیعه قضاوت زنان را صحیح نمیدانند، بهطور سنتی، مراجع وفقهای شیعه مخالف با اعطای حق رأی به زنان بودهاند. در سدهی اخیر و با ورود نظام انتخاباتی به کشورهای اسلامی، بهتدریج مسئلهی اعطای حق رأی به زنان نیز مطرح شد. مطابق گزارشهای تاریخی، سابقهی طرح لزوم اعطای حق رأی به زنان به سال 1331ش. بازمیگردد آشنایی با حقوق زنان که حق رأی نیز یکی از این موارد است ازجمله موضوعاتی است که متفکران و اندیشمندان اسلامی بهتناسب علایق و تخصص خود به آن پرداختهاند. اسلام در کنار حقوق مالی، اقتصادی، اشتغال، و آموزش توجه خاصی به حقوق سیاسی زن نموده و در مسائل سیاسی و اجتماعی برای زنان شخصیت حقوقی پیشبینی نموده چراکه زنان نقش چشمگیری در تاریخ و تحولات جامعه خود ایفا نمودهاند. در تاریخ اسلام شواهد فراوانی از مداخلهی زنان در امور سیاسی وجود دارد.این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل حق رأی به زنان در اندیشه و منابع اسلامی به روش توصیفی-تحلیلی انجامشده است.