بدون تردید، جبران خسارت ناشی از جنایت بر اعضای بدن، از جمله دست و پا، در شریعت اسلام امری مسلم و مقرر شده است. آنچه که محل بحث و اختلاف میان فقهای مذاهب اسلامی است، جزئیات مقدار، شرایط و احکام مربوط به دیه این اعضا میباشد. این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام پذیرفته، بعد از طرح و تبیین دیدگاههای فقهی مذاهب پنجگانه (امامیه، حنفیه، مالکیه، شافعیه و حنابله) و حقوق ایران و همچنین دلایل ارائه شده بر هر قول، به این نتایج دست یافته است: قاعده کلی «کل ما فی الانسان اثنان ففیهما الدیه و فی احدهما نصف الدیه» در تمامی مذاهب پذیرفته شده، لکن در دایره شمول و استثنائات آن اختلاف نظر وجود دارد. در میزان دیه قطع اعضای دست و پا (از قبیل قطع از مچ، آرنج، زانو، ران و نیز قطع انگشتان) بین مذاهب پنجگانه، با وجود مشترکات، اختلافات جزئی و گاهی اساسی مشاهده میشود. همچنین، نظام حقوقی ایران اگرچه به تبعیت از فقه امامیه مقدار دیه را مشخص نموده، ولی در برخی جزئیات و نحوه اجرا، تفاوتها یا خلأهایی دارد. نهایتاً اینکه عواملی مانند جنسیت مجنیعلیه، قصد مجرم و امکان مصالحه، بر مقدار یا چگونگی پرداخت دیه تأثیرگذار است. این تحقیق نشان میدهد که اگرچه اصل وجوب دیه برای جبران آسیب بدنی در تمام مذاهب اسلامی پذیرفته شده، اما تفاوت در تفسیر نصوص شرعی و روشهای استنباط موجب بروز اختلافات در جزئیات احکام شده است. این مطالعه تطبیقی میتواند به تقریب بین مذاهب اسلامی، غنای علمی حقوق تطبیقی و ارائه پیشنهادهایی برای اصلاح و تکمیل قوانین داخلی ایران کمک شایانی نماید.