هم سرمایهی اجتماعی و هم قانونپذیری، هر دو پدیدههایی جامعهزاد و جامعهزی هستند؛ از اینرو، با توجه به چنین خاستگاه مشترکی، میتوان نسبتی بین آنها قائل شد. مقالهی حاضر به تحلیل نظری رابطهی این دو مفهوم در آراء سه نسل از جامعهشناسان پرداخته است. بر اساس یک رویکرد تطبیقی، در آراء جامعهشناسان موردنظر، این نتیجه، حاصل گردیده که، مکانیسم شکلگیری سرمایهی اجتماعی و فرآیند نهادینه شدن قانونپذیری در ایدهی نسل اول، خصلتی، نظمگرایانه و ساختاری داشته در نسل دوم، رد پای کنشگر در کنار الزام ساختاری و در نسل سوم علاوه بر این دو عامل (ساختار و کنش)، عنصر تضاد نیز دیده میشود. به سخن دیگر، هر قدر از نسل اول جامعهشناسان به نسلهای بعدی میرسیم، هم چند سبببینی و هم واقعگرایی در خصوص مفاهیم فوق و نسبت آنها با هم در آرای آنان به چشم میخورد.