هدف پژوهش حاضر چگونگی روایت دانشجویان از فرایند سرخوردگی خود از نقش دانشجویی است. باتوجه به ماهیت برساختی بودن پدیده مورد مطالعه پارادایم تحقیق تفسیری ، رویکرد کیفی و روش به کارگرفته شده روایت پژوهی می باشد . جامعه هدف شامل کلیه دانشجویان مقطع ارشد دانشگاه ایلام در سال 1404است که با استفاده از نمونه گیری نظری و هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری ، از ۱۴ نفر دانشجوی این دانشگاه به منظور جمع آوری اطلاعات مصاحبه عمیق گرفته شد . استراتژی تحلیل داده ها از طریق فرایند تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته های این تحقیق شامل۱۳ تم اصلی و۶۵ تم فرعی بود. یافته ها نشان می دهد که دانشجو به دلایلی چون: خودارتقایی ، مقایسه اجتماعی و نقش آفرینی سیاستی به تحصیل رغبت پیدا می کند ؛ او قبل از ورود به مقطع کارشناسی ارشد معنای آرمانی تعالی علمی را نسبت به دانشجویی دارد اما با ورود به دانشگاه و مواجه با مسائلی چون : تجاری شدن علم، دانشگاه رها شده ،حکمرانی معیوب و جامعه مخدوش ، آرمان های ذهنی اش به سراب استحاله می یابد و ضمن تبدیل به سوژه ایی درمانده ، دچار انفعال تحصیلی و فلاکت فکری می شود؛ در نتیجه ناگزیر است که زیستی آنارشیستی و زیستی دیجیتالی را به مثابه سبک زندگی برگزیند .