1405/08/01

یارمحمد قاسمی

مرتبه علمی: استاد
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: ادبیات و علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: y.ghasemi [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
بازنمایی عشق در دیوان شاکه و خان منصور
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
بازنمایی عشق، دیوان شاکه و خان منصور، ادبیات کردی جنوبی، برساخت اجتماعی، کنش متقابل نمادین، ایلام
سال 1405
پژوهشگران مهسا محمدی(دانشجو)، بهروز سپیدنامه(استاد راهنما)، یارمحمد قاسمی(استاد مشاور)

چکیده

عشق به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین و ماندگارترین تجربه‌های انسانی، همواره در ادبیات ملل مختلف بازتاب یافته و در هر فرهنگ، صورت‌بندی خاص خود را یافته است. در ادبیات کردی جنوبی و به‌ویژه در شعر ایلام، دیوان شاکه و خان منصور جایگاه ویژه‌ای دارد. این دو شاعر همسرا که در دوران صفویه و اوایل افشاریه می‌زیسته‌اند، روایتی زنده، جسمانی و در عین حال قدسی از عشق را در بستر زندگی ایلی، کوهستانی و کوچ‌نشین منطقه ایوان غرب به تصویر کشیده‌اند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی، کوشیده است بازنمایی عشق را در این دیوان از منظر برساخت اجتماعی و کنش متقابل نمادین بررسی کند. تحلیل محتوای نظام‌مند ابیات نشان می‌دهد که عشق در این متن، شبکه‌ای چندلایه از میل جسمانی، نظارت قبیله‌ای، رنج معنادار و پیوند عمیق با طبیعت و مکان است. وصال همواره ناپایدار و تهدیدشده است؛ معشوق از خلال زیبایی بدن، نگاه و ناز، قدرتی فعال و اسارت‌آفرین می‌یابد؛ و عاشق در مسیر شیفتگی، بی‌خودی و ایثار، هویت خود را بازتعریف می‌کند. باد شمال، چنار زرد، سیاه‌چادر و کوه مانشت نه صرفاً پس‌زمینه، بلکه زبان اصلی این تجربه عاطفی‌اند. در نهایت، روایت شاکه و خان منصور الگویی از عشقی پایدار، رنج‌آلود و مکان‌مند را پیش روی ما می‌گذارد که با الگوهای سیال و مصرفی دنیای مدرن فاصله‌ای آشکار دارد و بازتاب‌دهنده نظم نمادین فرهنگ ایلی کردی جنوبی است. این مطالعه با پر کردن بخشی از خلأ موجود در پژوهش‌های ادبی–جامعه‌شناختی ادبیات محلی، می‌تواند مرجعی برای مطالعات بعدی در حوزه بازنمایی عواطف در ادبیات بومی ایران باشد.