پژوهش حاضر با هدف مدل یکپارچهسازی راهبردی برای مدیریت منابع انسانی کارکنان آموزش و پرورش شهر ایلام انجام شد. این پژوهش یک طرح تحقیق کیفی، از نظر زمانی مقطعی و از نظر جمع آوری دادهها به روش پیمایشی بود و در بخش کیفی از رویکرد گرندد تئوری استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان حوزه منابع انسانی در آموزش و پرورش شامل مدیران و معلمان مدارس و همچنین کارشناسان آموزش و پرورش شهر ایلام و همچنین اساتید دانشگاه در حوزه مدیریت منابع انسانی و آشنا به موضوع تحقیق تشکیل می دهند و روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی و به تعداد 14 نفر انتخاب شدند. یافته های کدگذاری مصاحبهها نشان داد در مجموع 108 کد باز شناساییشده اند و در نهایت 39 کدمحوری و 6 کد انتخابی شناسایی شد. مولفه های مدل شامل عوامل علی شامل 8 کد محوری (ضعف ساختار استراتژیک، نبود نظام جامع برنامهریزی منابع انسانی، عدم شناخت قابلیتهای نیروها، شرح وظایف قدیمی و ناکارآمد، عدم مشارکت مدیران عملیاتی، نبود نظام ارزیابی عملکرد شفاف، ناهماهنگی بین ساختار و عملکرد، تعارض در اهداف منابع انسانی) است. عوامل زمینهای شامل 7 کد محوری (ساختار سازمانی سلسله مراتبی و غیرمنعطف، ناسازگاری بینبخشی، فرهنگ سازمانی محافظهکارانه، ضعف بودجهریزی و تخصیص منابع، فضای حاکم بر تعارض منافع و نارضایتی و بیاعتمادی پرسنل، فقدان ساختار چابک و پاسخگو) است. شرایط مداخلهگر شامل 6 کد محوری( دخالتهای سیاسی در انتصابات و تصمیمگیریها، ضعف فناوری و نبود زیرساخت دادهمحور، تحلیل ناکافی محیط (SWOT ، PEST)، نبود بانک اطلاعاتی جامع از نیروی انسانی، قوانین متناقض و ساختارهای دستوپاگیر، ضعف انگیزش و فرسایش روانی مدیران) است. طبقه محوریشامل 2 کد محوری نیاز به بازسازی بنیادین دادهمحور و منطقهمحور در منابع انسانی آموزشوپرورش است. راهبردها شامل 9 کد محوری (استفاده از فناوریهای نوین (دادهکاوی، ERP)، تدوین ساختارهای چابک و منطقهمحور، توانمندسازی و آموزش مستمر منابع انسانی، تشکیل هیئتهای اندیشهورز و مشاوران میدانی، پایش و ارزشیابی مستمر مبتنی بر داده واقعی، اصلاح ساختار تصمیمگیری مشارکتی، تدوین برنامههای منطبق بر اسناد بالادستی، تدوین شاخصهای بهرهوری برای همه سطوح و استقرار سیستم بودجهریزی عملکردی) است. پیامدها شامل 7 کد محوری ( افزایش بهرهوری و اثربخشی منابع انسانی، کاهش اتلاف منابع و هزینهها، افزایش رضایت شغلی و مشارکت کارکنان، تحقق عدالت آموزشی در تخصیص منابع، ارتقاء چابکی و سرعت پاسخگویی ساختار، بهبود شفافیت و اعتماد سازمانی، ارتقاء عملکرد آموزشی و مدیریتی) است. روایی صوری با نظر کارشناسان تایید شد. اعتبار محتوایی بر اساس مقایسه CVR و I-CVI، که هر آیتم بالای 79% بود، تایید شد. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که هیچ سوالی حذف نشده و مدل در قالب 6 عامل با 108 سوال باقی ماند. شاخصهای آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و واریانس استخراجی (AVE) برای تمام ابعاد در حد مطلوب بودند، که نشان میدهد مدل مورد نظر از نظر اعتبار و قابلیت اعتماد مناسب است .