ادبیات، از جمله گونههای هنری است که در آن هنرمند میکوشد مسائل مختلف جامعه را در هر دوران بیان کند. ادبیات داستانی دوره معاصر نیز توانسته است بسیاری از معضلات جوامع عربی را به تصویر بکشد. اشغال فلسطین از جمله این مسائل است؛ که ادبیات توانسته سهم عظیمی از نقش خود را در بیان آمال فلسطینیان ایفاکند. «غسان کنفانی» (1936-1972م) نویسندهای است که با قلم و خون خود توانست تعهدش به فلسطین را نشان دهد. رمان «رجال فی الشمس» از جمله آثار مطرح و برجسته اوست که در آن مسأله هویت با اشکال مختلف نشان داده شده و فلسطین با همه ظواهر آن، نمود بارزی دارد. کنفانی برای هویت عربی – فلسطینی خطرهای متعددی مشاهده نموده که در لابهلای سیر روایی داستان، به آنها اشاره کرده است. فراموشی آداب و رسوم، عدم توجه مردم به سرنوشت کشور خود، دشمن زیادهخواه اشغالگر و... برخی از این بحرانها هستند که کنفانی به آنها پرداخته است. در این پژوهش تلاش میگردد با روش توصیفی – تحلیلی، بحران هویت مورد بررسی و ارزیابی قرارگیرد .نتیجۀ این بررسی نشان از آن دارد که غسان کنفانی علاوه بر زبان فصیح، از زبان عامیانۀ فلسطینی برای به تصویرکشیدن درد و رنج فلسطینیان استفاده کردهاست. نویسنده دین ستیزی را به تصویر کشیده که در آن یهودیان به فلسطین وارد شده و مسلمانان را از کاشانه خود بیرون ساختهاند. در واقع او دین را یک هویت معرفی میکند. نویسنده در بحران هویت ملی خاک را از مهمترین هویتهای هر شخص میداند و تصویری از تمامی شخصیتهای رمان ارائه میدهد.