ادبیات مقاومت، بازتاب کننده مبارزه و ایستادگی در برابر ظلمی است که درطول تاریخ به یک ملت در درون یا خارج از مرزها، روا داشته می شود. این نوع ادبیات در شرایطی شکل می گیرد که آزادی های فردی یک جامعه محدود شده و یا در مقابل این تجاوز و اشغال ایستادگی می شود.آثار عزام، بهویژه در زمان مهاجرت و آوارگی، علاوه بر اینکه بهعنوان یک روایت از مقاومت و ایستادگی فلسطینیها در برابر اشغالگران اسرائیلی شناخته میشوند، بهعنوان یک مرجع مهم در ادبیات پایداری جهانی و بهویژه ادبیات عربی مورد توجه قرار گرفته است.آثار «اشیاء صغیره»، «الظل الکبیر»، «قصص أخری»، «الساعه و الانسان» و «سینا بلا حدود» بهطور خاص در این تحقیق مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند. هدف از این پژوهش مطالعه، مؤلفههای مقاومت در آثار عزام با تکیه بر داستان های کوتاه اوست که شامل موضوع فلسطین، اقتصاد مقاومتی، جایگاه مبارزان، مبارزه با استعمار، پاسداشت یاد شهیدان، زنده نگهداشتن امید در دل مردم، اتحاد میان طبقات مختلف جامعه و تشویق مردم به صبر هستند. این مؤلفهها در قالب شخصیتهای داستانی، موقعیتها و فضاهای مختلف، تجلی پیدا کرده و بر اساس تحلیلهای داستانی بهطور مفصل مورد بررسی قرار میگیرند. پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی استفاده کرده است و با تمرکز بر شاخصهای مختلف، مؤلفههای کلیدی مقاومت و پایداری را در آثار این نویسنده بررسی میکند. نتایج این پژوهش نشان میدهند که سمیره عزام با استفاده از زبان داستانی و ویژگیهای روانشناختی شخصیتها، توانسته است موضوعات مقاومت را بهطور مؤثری در آثار خود پیادهسازی کند. این تحقیق نشان میدهد که آثار عزام نه تنها بهعنوان بازتابدهنده وضعیت رقتبار فلسطینیها در زیر اشغال هستند، بلکه بهعنوان منبعی اثرگذار در ادبیات مقاومت و پایداری جهانی شناخته میشوند.