آسیبهای اجتماعی، به مثابه ترکهایی عمیق بر پیکره جامعه، نشاندهنده وجود نابرابریها و ناکارآمدیهای ساختاری هستند که ثبات فرهنگی، اقتصادی و روانی جامعه را تضعیف میکنند. در میان این آسیبها، اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یکی از پیچیدهترین و ویرانگرترین بحرانهای اجتماعی عصر حاضر، چالشی جهانی و ملی محسوب میشود. این پدیده چندوجهی، نه تنها سلامت جسمی و روانی فرد را به تباهی میکشاند، بلکه با فروپاشی نهاد خانواده، تحمیل هزینههای گزاف بر نظام سلامت و قضایی، و کاهش بهرهوری اقتصادی، مسیر توسعه پایدار جوامع را به طور جدی مختل میسازد. آمارهای جهانی از وجود بیش از 292 میلیون مصرفکننده مواد در جهان حکایت دارد و در ایران نیز، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی خاص، این بحران ابعادی گستردهتر به خود گرفته و جمعیت قابل توجهی را درگیر کرده است. فراتر از گستردگی شیوع، چالش اصلی که اثربخشی نظامهای درمانی را به طور جدی زیر سؤال برده، پدیده «عود» یا بازگشت به مصرف است. اعتیاد امروزه نه یک ضعف اخلاقی، بلکه یک بیماری مزمن و عودکننده مغزی شناخته میشود که نرخ بازگشت به آن در ماههای نخست پس از ترک به بیش از 75 درصد میرسد. این چرخه معیوب در مناطق کمتر توسعهیافته و مرزی مانند استان ایلام، به دلیل عواملی چون نرخ بالای بیکاری، دسترسی آسان به مواد و کمبود زیرساختهای حمایتی پس از درمان، تشدید میشود. این شرایط نشان میدهد که تمرکز صرف بر سمزدایی فیزیکی و نادیده گرفتن اکوسیستم اجتماعی که فرد پس از ترک به آن بازمیگردد، رویکردی ناقص و ناکارآمد است که به تکرار چرخه شکست منجر میشود. در چنین بستری، شکافی عمیق میان اذعان به اهمیت عوامل اجتماعی در پایداری بهبودی و پژوهشهای انجامشده، به ویژه در بافتارهای بومی خاص، به چشم میخورد. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، در پی آن است تا از منظری جامعهشناختی، به تحلیل و شناسایی عوامل اجتماعی تعیینکننده در موفقیت یا شکست فرآیند ترک اعتیاد در میان مردان شهرستان ایلام بپردازد. در این فصل، ابتدا به تشریح دقیق بیان مسئله و ابعاد مختلف آن پرداخته میشود، سپس اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق از جنبههای مختلف نظری و کاربردی تبیین میگردد. در ادامه، اهداف، سؤالات و فرضیههای اصلی پژوهش مطرح شده و در نهایت، تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای کلیدی ارائه خواهد شد تا چهارچوب کلی تحقیق به صورت شفاف ترسیم گردد.