پژوهش حاضر با هدف شناسایی مشکلات و چالشهای شغلی زنان معلم و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در بین معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهر ایوان انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان معلم مقطع متوسطه اول و دوم شهر ایوان به تعداد 195 نفر در سال تحصیلی 1404-1405 بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونهای برابر با 130 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارگردآوری دادهها پرسشنامه محققساختهای مشتمل بر 52 گویه در قالب طیف لیکرت پنجدرجهای بود که هشت مؤلفه اصلی شامل چالشهای عمومی شغلی، نابرابری جنسیتی، سیاستهای آموزشی، قوانین کار، تعارض کار-خانواده، شرایط اقتصادی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را اندازهگیری میکرد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس بالای 85/0 و برای خردهمقیاسها بالای 7/0 بهدست آمد. برای آزمون فرضیهها از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندمتغیره به روش گامبهگام، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. یافتهها نشان داد مدل رگرسیون با 9 متغیر مستقل، 52/4 درصد از واریانس چالشهای شغلی را تبیین میکند و فرضیه اصلی پژوهش تأیید میشود. قویترین پیشبینکنندهها به ترتیب تعارض کار-خانواده (β=0.35)، سیاستهای آموزشی (β=0.25) و نابرابریهای آموزشی (β=0.20) بودند. نابرابری جنسیتی (β=0.18) و سرمایه اجتماعی (β=-0.18) نیز اثر معنادار داشتند؛ بهگونهای که سرمایه اجتماعی با چالشهای شغلی رابطه معکوس نشان داد. شرایط اقتصادی (β=0.11) و تجربه کاری (β=-0.14) نیز معنادار بودند، اما قوانین کار و سرمایه فرهنگی تأثیر معناداری بر چالشهای شغلی نداشتند. از میان ده فرضیه جزئی، هفت فرضیه بهطور کامل تأیید، یک فرضیه (ویژگیهای جمعیتشناختی) بهصورت جزئی تأیید و دو فرضیه (قوانین کار و سرمایه فرهنگی) رد شد. در بررسی ویژگیهای جمعیتشناختی، تنها تعداد فرزندان رابطه مثبت و معنادار با چالشهای شغلی داشت (ρ=0.19, p=0.032)؛ سن، تأهل و رشته تحصیلی اثر معنادار نداشتند.تعارض کار-خانواده مهمترین عامل تبیینکننده چالشهای شغلی زنان معلم شهر ایوان است و سیاستهای آموزشی و نابرابریهای آموزشی نیز نقش قابل توجهی دارند. تقویت سرمایه اجتماعی و حمایت از تعادل کار-خانواده بهعنوان راهبردهای کاهش چالشهای شغلی ضرورت دارد.