همواره زنان و مسائل مربوط به آنها، به عنوان نیمی از جمعیت کشور و همچنین بهواسطه رشد اجتماعی این قشر، شایسته توجه است. در این میان سینما و تلویزیون، با توجه به جذابیتهای بصری و عمق تأثیرگذاری، میتوانند ابزاری قوی برای نمایش یا ایجاد تغییر بر فرهنگ جنسیتی موجود در جامعه باشند. لذا در این مقاله کوشش شده که بر پایه علم نشانهشناسی به تحلیل تطبیقی تصویر زن در آثار سینمایی کیارستمی و فرهادی پرداخته شود. جامعه آماری مدنظر تمامی آثار به کارگردانی این دو میباشد، که فیلمهای «رقص در غبار» و «درباره الی» از فرهادی و «گزارش» و«ده» از کیارستمی به عنوان نمونههای پژوهش بهصورت هدفمند انتخاب گردیدند. در این مقاله، اطلاعات با بهرهگیری از منابع موجود در کتابخانهها و همچنین مشاهده و بررسی خود آثار گردآوری شده و با استفاده از محورهای همنشینی و جانشینی سوسور(1983) و پیرس(1906) مورد تحلیل و توصیف قرار گرفتهاند. در نهایت با بررسی این آثار مشخص شد،کیارستمی پیوسته در آثار خود، به خصوص اثر متأخر، دغدغه بیشتری نسبت به زنان داشته و کوشیده تا از قراردادن زنان در کلیشههای سنتی جوامع مردسالار دوری جوید و اهتمام به احقاق حقوق از دسته رفتهشان نماید. اما فرهادی علیرغم اینکه در آثار متاخرخود به سمتی میرود که زنان نقشی مساوی و یا حتی بیشتر از مردان دارند، ولی باز هم از کلیشههای سنتی مردسالارانه برای نقش زنان استفاده کرده، یعنی در آثار او تصویر زنان فقط تغییراتی در صورت داشته، اما در لایههای زیرین و معنا تغییری جدی حاصل نشده است.