با توجه به اهمیت حس بینایی، که یکی از مهمترین حواس انسان در درک و دریافت دادههای محیطی است، و نقش اساسی آن در شناخت و پردازش بسیاری از رفتارها، مانند رخدادها و حالات افراد انتظار میرود که عملکرد افراد نابینا در فرایند فراگیری زبان و اکتساب مهارتهای شناختی از جنبههای گوناگون متفاوت با عملکرد افراد بینا باشد. هدف اصلی از انجام پژوهشِ حاضر، تبیین چیستی رابطۀ بین تجربههای دیداری و توانایی شناختی نظریه ذهن در نابینایان مادرزاد کردی-فارسیزبان در مقایسه با همتایان بینا میباشد. به این منظور، یک گروه آزمایش 10 نفره از کودکان نابینای مادرزاد دوزبانه در سه ردۀ سنی 6 تا 9 ساله از مقطع ابتدایی مدرسۀ باغچهبان شهر ایلام و 10 نفر هم بهعنوان گروه کنترل همتای آنها در سه ردۀ سنی 4 تا 7 ساله انتخاب شدند. به منظور سنجش نظریۀ ذهن، سه نوع آزمون شناختی باور نادرست شامل زیرآزمونهای تغییر محتوا، روایت داستان و تغییر موقعیت متناسب با نابینایان مادرزاد طراحی و بومیسازی شدند. یافتههای مربوط به زیرآزمونهای نظریه ذهن نشان دادند که نوع زیرآزمونها در ماهیت پاسخهای افراد تأثیرگذار بوده است، زیرا در زیرآزمون روایت داستان، برخلاف دو زیرآزمون تغییر محتوی و تغییر موقعیت که عملکرد دو گروه بینا و نابینا مشابه بود، آزمودنیهای نابینا با اختلاف معنیداری بهتر از همتایان بینا عمل کردند (05/0p <). همچنین، یافتهها نشان دادند که دو متغیر سن و جنسیت بهلحاظ آماری تأثیر معنیداری بر عملکرد کلی آزمودنیهای بینا و نابینا در سه زیرآزمون نظریه ذهن نداشتهاند (05/0p >).