استعاره یکی از بنیادیترین مفاهیم در حوزۀ علوم شناختی است که با استفاده از آن قادر به درک مفاهیم انتزاعی می-باشیم. به دلیل ماهیت انتزاعی و تجربهناپذیر مفاهیم دینی و مذهبی، ضرورت درک استعاری در این حوزهها بیشتر از سایر حوزهها احساس میشود. ازاینرو، پژوهش حاضر به بررسی تشبیه در قرآن بر اساس چارچوبی مطرح در رویکرد شناختی به نام «استعاره ساختی» میپردازد. روش پژوهش این اثر به صورت توصیفی– تحلیلی میباشد. بدین صورت که از میان «44» تشبیه قرآنی، «15» تشبیه را که بر اساس رویکرد شناختی استعارۀ ساختی قابل بررسی بودند، مورد تحلیل قرار گرفتهاند و سپس به منظور نشان دادن چگونگی عملکرد استعارۀ ساختی آیات به صورت طرحوارههای مبدأ و مقصد ترسیم شدهاند. هدف از نگارش این مقاله بررسی توانایی رویکرد شناختی استعاره ساختی در تبیین تشبیههای قرآنی میباشد. پس از تجزیه و تحلیل دادهها مشخص شد که همۀ افراد از قبیل زن و مرد و در تمامی سنین، مخاطب تشبیههای قرآنی هستند. استعاره ساختی با برقرار کردن ارتباط بین جنبۀ انتزاعی مَثل و جنبۀ ملموس آن توانسته است مفاهیم انتزاعی را بر اساس مفاهیم ملموس ترسیم کند و درک آن را برای مخاطبین میسر کند. افزونبراین، تشبیهات قرآنی از تصاویر چندجزئی، استفاده میکنند. هر جزء مشبّه، مقابلی در مشبّهٌ به دارد و این اجزاء هر یک جدا از نقش مستقلی که دارند، با اجزاء دیگر در ارتباط هستند، بهطوریکه برداشتن هر جزء باعث خراب شدن تصویر نقاشی شده در تشبیه میشود.