1405/02/20
الهام ثباتی (Elham Sobati)

الهام ثباتی (Elham Sobati)

مرتبه علمی: استادیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: ادبیات و علوم انسانی
اسکولار:
پست الکترونیکی: e.sobati [at] ilam.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن:
HIndex: 0

مشخصات پژوهش

عنوان
بررسی هنجارگریزی معنایی و دستوری در اشعار سعدی و مولانا بر اساس نظریه لیچ
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
هنجارگریزی معنایی و دستوری- سعدی- مولانا- لیچ
سال 1403
پژوهشگران سعید اکبرزاد(دانشجو)، طاهره افشار (Tahereh Afshar)(استاد راهنما)، الهام ثباتی (Elham Sobati)(استاد مشاور)

چکیده

هدف از این پژوهش بررسی هنجارگریزی معنایی و دستوری در اشعار سعدی و مولانا بر اساس نظریه لیچ بود. در نقد ادبی، وجه شعری بر اثر عدول از هنجار زبان برای اغراض هنری پدید می‌آید. از مهم‌ترین این شیوه‌ها در زبان خودکار، هنجارگریزی معنایی است که با کاربرد صورت‌های خیالی و ایجاد روابط معنایی بدیع به ‌دست می‌آید. باتوجه‌به کاربرد فراوان عناصر خیال در شعر سعدی و مولانا، بررسی شیوه‌های هنجارگریزی معنایی در شعر این شاعران در شناخت اسلوب ادبی شعر قرن هفتم اهمیت ویژه‌‌ای دارد. پس از مطالعه و بررسی به روش کیفی، نشان داده شد که سعدی و مولانا از تنوع گسترده‌ای از عناصر خیالی و روابط معنایی برای عدول از هنجار زبان خودکار و نرم‌های زبان ادبی بهره می‌برند شعر شاعران، جلوه گاهی از فرهنگ ملت است زیرا شعرا، با زبان ویژه‌ی خود، بر بالندگی زبان یک ملت می‌افزایند. از پژوهش‌های حاصل‌ آمده‌ از تمامی‌ ابیات‌ بوستان‌، مشاهده‌ کردیم‌ که‌ چگونه‌ سعدی با به‌کارگیری هنجارگریزی معنایی و دستوری زبان‌ خود را از حالت‌ معمول‌ رها کرد و شیوه‌ای نو را در زبان‌ ادب‌ ابداع‌ کرد. سعدی شیوه‌ی سهل ممتنع را به‌ فراوانی‌ در بوستان‌ به‌کار برده‌ است. زبان‌ وی علاوه‌ بر نحو تازه‌ای که‌ داشت‌ بسیار ساده‌ و قابل‌ فهم‌ همگان‌ بود. سعدی مفاهیم‌ متعددی همچون‌ تربیتی‌، اخلاق‌، پند و اندرز را به‌ بیانی‌ ساده‌ نقل‌ می‌کند. همین‌ ساده‌گویی‌ وی باعث‌ اعجاب‌ همگان‌ شد. یعنی‌ مفاهیم‌ متعدد آن‌ چنان‌ ساده‌ و قابل‌ فهم‌ بیان‌ شده‌اند که‌ اعجاب‌ منتقدان‌ ادبی‌ را برانگیخته‌ است‌ و از آن‌ها تعبیرهای دشواری را استخراج‌ کرده‌اند. مضامین‌ سهل‌ ممتنع‌ در عین‌ سادگی‌ و درون‌ مایه‌ ساده‌ خواننده‌ را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهند. هدف این نوشتار نمایاندن نمونه‌هایی از هنر مولانا در عرصه زبان تحت عنوان هنجارگریزی معنایی است. مولانا در مثنوی وظیفه دشوار بیان مفاهیم معنوی و پیچیده عرفانی برای مردم عادی را بر عهده داشت. او برای انجام این مهم از سه شگرد سود می‌جوید. ابتدا تلاش می‌کند مطالب را از طریق قصه بیان کند. سپس چون احساس می‌کند که قصه ممکن است از عهده بیان مفاهیم متعالی عرفانی برنیاید هرچه که لازم ببیند جریان قصه را متوقف کرده و خواننده را مورد خطاب قرار می‌دهد. دیگر اینکه مولانا هم در جریان قصه‌گویی و هم در جریان تحلیل‌های میان قصه‌ای زبانی را به کار می‌گیرد که با زبان خودکار تفاوت دارد.