نظریۀ استعارههای مفهومی یکی از بنیادیترین مفاهیم در حوزۀ علوم شناختی است که با استفاده از آن قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستیم. بر اساس این نظریه که برای نخستین بار توسط لیکاف و جانسون در سال1980معرّفی شد، استعاره فقط یک پدیدۀ زبانی نیست، بلکه برخاسته از نظام مفهومی ذهن انسان است و ساختار و درک افراد را شکل میدهد. به دلیل ماهیت انتزاعی مفاهیم دینی، ضرورت درک استعاری در این حوزهها بیشتر از سایر حوزهها احساس میشود. از اینرو، پژوهش حاضر به بررسی تشبیهات تربیتی در قرآن کریم بر اساس رویکرد استعاره ساختاری میپردازد. بدین صورت که از میان «44» تشبیه قرآنی، «15» تشبیه که بر اساس رویکرد شناختی استعارۀ ساختاری در داستانهای قرآن کریم قابل بررسی بودند، با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتهاند و سپس به منظور نشان دادن چگونگی عملکرد استعارۀ ساختاری آیات به صورت طرحوارههای مبدأ و مقصد ترسیم شدهاند. نتایج، اثبات کننده آن است که استعاره ساختاری با برقرار کردن ارتباط بین جنبۀ انتزاعی تشبیه و جنبۀ ملموس آن توانسته است مفاهیم انتزاعی را براساس مفاهیم ملموس، ترسیم و درک آن را برای مردم میسّر کند. در تشبیهات تربیتی قرآن کریم، معمولاً قلمروهای مقصد، انتزاعیتر و قلمروهای مبدأ، مفاهیمی ملموستر هستند، بنابراین زبان، ما را قادر میسازد که در ذهن خویش مفاهیم انتزاعی را بر اساس مفاهیم ملموس درک کنیم.